تبليغاتX
juggler
 
 
   
 
 

 

سال نو مبارک

 

هميشه سبز باشيد

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

 

 

 

در کوچه تنهايی تو را می خوانم

 

از پشت پنجره های بسته تو را می خوانم

 

هنگامی که قاصدک می آيد با او نام تو را فرياد می زنم

 

با شاپرکها در آسمان آبی هم صدا می شوم

 

و با باران نام تو را بر لب جاری می سازم

 

و فرياد می زنم : به کوچه های قلبم بازگرد

 

ولی افسوس صدای من يکی پس از ديگری

 

در لا به لای حرفهايت گم می شود

 

و باز هم من دوستت دارم

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

 

 

 

در نهفته ترين باغ ها ، دستم ميوه چيد.

 

و اينک ، شاخه نزديک ! از سر انگشتم پروا مکن.

 

بی تابی انگشتانم شور ربايش نيست ، عطش آشنايی است.

درخشش ميوه ! درخشان تر.

 

وسوسه چيدن در فراموشی دستم پوسيد.

 

دورترين آب

 

ريزش خود را به راهم فشاند.

پنهان ترين سنگ

 

سايه اش را به پايم ريخت.

 

و من ، شاخه نزديک !

از آب گذشتم ، از سايه بدر رفتم.

رفتم ، غرورم را بر ستيغ عقاب- آشيان شکستم

و اينک ، در خميدگی فروتنی، به پای تو مانده ام.

 

خم شو ، شاخه نزديک

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

 

 

خانه ای خواهم ساخت..... آسمانش آبی

باز باشد همه پنجره هايش به پذيرايی نور

ساحت باغچه اش پر زنسيم ...حوض ماهی پر آب

قامت پاک درختانش سبز........

وتوراخواهم خواند که در اين خانه کنارم باشی

سينه آيينه تصوير تورا می جويد.... که در آيی چون نور

تو بدين خانه زيبا... در خيابان اميد

کوچه باور سبز...نبش ميدان صبوری

آنجا خانه ای خواهی يافت

سر در خانه چراغی روشن....

روی سکويش گلدان گلی

در دل خانه اجاقی دلگرم

با حضور تو در اين خانه چه جشنی بر پاست

آسمان شب اين خانه پر از چشمک ومهتاب ونسيم

ناودانش پر موسيقی آب

ای سرآغاز اميد..... تو بدين خانه درآ .....

من به ديدار تو می انديش ..... وبه آرامش با تو بودن...

با حضور تو

خانه ای خواهم ساخت..... آسمانش آبی

باز باشد همه پنجره هايش به پذيرايی نور

ساحت باغچه اش پر زنسيم ...حوض ماهی پر آب

قامت پاک درختانش سبز........

وتوراخواهم خواند که در اين خانه کنارم باشی

سينه آيينه تصوير تورا می جويد.... که در آيی چون نور

تو بدين خانه زيبا... در خيابان اميد

کوچه باور سبز...نبش ميدان صبوری

آنجا خانه ای خواهی يافت

سر در خانه چراغی روشن....

روی سکويش گلدان گلی

در دل خانه اجاقی دلگرم

با حضور تو در اين خانه چه جشنی بر پاست

آسمان شب اين خانه پر از چشمک ومهتاب ونسيم

ناودانش پر موسيقی آب

ای سرآغاز اميد..... تو بدين خانه درآ .....

من به ديدار تو می انديش ..... وبه آرامش با تو بودن...

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 


 
دكتر شريعتي
 

 بگذار تا شيطنت عشق 
 

 چشمان تو را به عرياني خوش بگشابد

 

 هر چند آنجا جز رنج و پريشاني نباشد

 

  اما كوري را به خاطر آرامش تحمل مكن.

 

 

 

فرسنده : محدثه

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

 

Every night in my dreams
I see you. I feel you

That is how I know you go on

Far across the distance
And spaces between us
You have come to show you go on

Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on

Love can touch us one time
And last for a lifetime
And never let go till we're gone

Love was when I loved you
One true time I hold to
In my life we'll always go on

Near, far, wherever you are
I believe that the heart does go on
Once more you open the door
And you're here in my heart
And my heart will go on and on

There is some love that will not go away

You're here, there's nothing I fear,
And I know that my heart will go on
We'll stay forever this way
You are safe in my heart
And my heart will go on and on

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 
 

 

عشق يعني خاطرات بي غبار

دفتري از شعر و از عطر بهار

عشق يعني يك تمنا , يك نياز

زمزمه از عاشقي با سوز و ساز

عشق يعني چشم خيس مست او

زير باران دست تو در دست او

عشق يعني ملتهب از يك نگاه

غرق در گلبوسه تا وقت پگاه

عشق يعني عطر خجلت ....شور عشق

گرمي دست تو در آغوش عشق

عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان "

تا سحر از عاشقي با او بخوان

عشق يعني هر چه داري نيم كن

از برايش قلب خود تقديم كن

نگاه مرا باور كن

دستان مرا باور كن

احساس مرا باور كن

قلب مرا باور كن

حرف مرا باور كن


آري .....

اظطراب در نگاه من از شور عشق توست

لرزش دستانم از انتظار ديدار توست

احساس گرمم از حرارت نگاه توست

تپش قلبم از به ياد آوردن خاطرات توست....

و حرف من اين است :


" آري....هنوز هم دوستت دارم...."

کاش ميتوانستيم فاصله های ميان وجودمان را کم کنيم و با هم يکرنگ شويم....کاش ميتوانستيم

 اين يکرنگی را حفظ کنيم و با هم يکی شويم.. وکاش ميتوانستيم اين يکی بودن را حفظ کنيم و

هرگز جدا نشويم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

 

 

دل من دير زمانی است كه می پندارد :


« دوستی » نيز گلی است ؛


مثل نيلوفر و ناز ،


ساقه ترد ظريفی دارد .


ب بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد


جان اين ساقه نازك را


- دانسته-


بيازارد !


در زمينی كه ضمير من و توست ،


از نخستين ديدار ،


هر سخن ، هر رفتار ،


دانه هايی است كه می افشانيم .


برگ و باری است كه می رويانيم


آب و خورشيد و نسيمش « مهر » است


گر بدانگونه كه بايست به بار آيد ،


زندگی را به دل‌انگيزترين چهره بيارايد .


آنچنان با تو در آميزد اين روح لطيف ،


كه تمنای وجودت همه او باشد و بس .


بی‌نيازت سازد ، از همه چيز و همه كس .


زندگی ، گرمی دل های به هم پيوسته ست


تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست .


در ضميرت اگر اين گل ندميده است هنوز ،


ع عطر جان‌پرور عشق


گر به صحرای نهادت نوزيده است هنوز


دانه ها را بايد از نو كاشت .


آب و خورشيد و نسيمش را از مايه جان


خرج می بايد كرد .


رنج می بايد برد .


دوست می بايد داشت !


با نگاهی كه در آن شوق برآرد فرياد


با سلامی كه در آن نور ببارد لبخند


دست يكديگر را


بفشاريم به مهر


جام دل هامان را


مالامال از ياری ، غمخواری


بسپاريم به هم


بسراييم به آواز بلند :


- شادی روی تو !


ای ديده به ديدار تو شاد


باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست


تازه ،


عطر افشان


گلباران باد .



فريدون مشيری.......

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

 

هنوز از ابر چشمانم برايت گريه ها دارم

هنوز از مرهم عشقت به زخم دل دوا دارم

تفاُل ميزنم هرشب به شعر حافظ و پايان

من از اين دومين قرآن به  شبهايم صفا دارم

شهادت را نميخواهم که از شهدت ننوشيدم

هنوز از پشت پلکانم به آرامی تو را دارم

شدی آيات قرآنم تو را ترتيل ميخوانم

به زير لب به جز يادت چه سرُی با خدا دارم

شبی ذر حجم تاريکی به يادت گريه ميکردم

ندا آمد شب قدری به ياد تو به پا دارم

مقيم هر کجا باشی به هر کس مبتلا باشی

من از يادت نميکاهم که در عشقم وفادارم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

اي رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر
بر من منگر تاب نگاه تو ندارم
بر من منگر زانكه به جز تلخي اندوه
در خاطر از آن چشم سياه تو ندارم
 اي رفته ز دل ، راست بگو !‌ بهر چه امشب
 با خاطره ها آمدهاي باز به سويم؟
گر آمده اي از پي آن دلبر دلخواه
من او نيم او مرده و من سايه ي اويم
من او نيم آخر دل من سرد و سياه است
 او در دل سودازده از عشق شرر داشت
او در همه جا با همه كس در همه احوال
سوداي تو را اي بت بي مهر !‌ به سر داشت
من او نيم اين ديده ي من گنگ و خموش است
 در ديده ي او آن همه گفتار ، نهان بود
 وان عشق غم آلوده در آن نرگس شبرنگ
مرموزتر از تيرگي ي شامگهان بود
 من او نيم آري ، لب من اين لب بي رنگ
ديري ست كه با خنده يي از عشق تو نشكفت
اما به لب او همه دم خنده ي جان بخش
مهتاب صفت بر گل شبنم زده مي خفت
بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم
 آن كس كه تو مي خواهيش از من به خدا مرد
 او در تن من بود و ، ندانم كه به ناگاه
 چون ديد و چها كرد و كجا رفت و چرا مرد
من گور ويم ، گور ويم ، بر تن گرمش
افسردگي و سردي ي كافور نهادم
او مرده و در سينه ي من ،‌ اين دل بي مهر
سنگي ست كه من بر سر آن گور نهادم

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

اي پناه قلب هاي بي پناه

اي اميد آسمان هاي غريب

اي به رنگ اشکهای گرم شمع

اي چنان لبخند ميخک ها نجيب

 

اي دوران درد دل  هاي اسير

اي نگاهت مرهم زخم بهار

اي عبور تو غروب آرزو

اي ز شبنم هاي رؤيا يادگار

 

کوچه دل با تو زيبا مي شود

تو شفا بخش نگاه عاشقي

مهربانی ، نازنيني مثل عشق

با تمام شاپرک ها صادقي

 

چشمهايت مثل يک رنگين کمان

دست هايت باغ پاک نسترن

قلبت اقيانوس از شوق و نگاه

با دلت پروانه شد احساس من

 

قلب من يک جادة تاريک بود

با تو قلبم کلبة پيوند شد

اشکهايم مثل نيلوفر شکفت

حاصلش يک آسمان لبخند شد

 

مرز ما گلداني از احساس شد

توی گلدان پيچکی از عاطفة

تو شدی راز شکفتن

من شدم برگ سبز و کوچکي از عاطفة

 

ای تماشای تو يک حس لطيف

بي تو فرش کوچه باراني ست

بي تو صد نيلوفر عاشق هنوز

در حصار عاشقي زنداني ست

 

قلب من تقديم چشمان تو شد

عشق يعني تا ابد آبي شدن

عشق يعني لحظه اي باراني و

 شفاف و مهتابي شدن

 

عشق يعني لذت يک آرزو

عشق يعني يک بلای ماندگار

عشق يعني هديه ای از آسمان

عشق يعني يک صفا سازگار

 

عشق يعني با وجود زندگي

دور از آداب مردم زيستن

عشق يعني لحظه ای خنديدن و

سال ها اشک ندامت ريختن

 

عشق يعني زنگ تکرار نگاه

عشق يعني لحظه ای زيبا شدن

عشق يعني قطره بودن ، سوختن

عشق يعني راهي دريا شدن

 

هر چه هست اين عشق صدها قلب صاف

با حضورش آبي و بي کينه است

عشق يعني سبز بودن تا ابد

عشق رنگ نقرة آيينه است

 

تو گل گلدان قلب من شدی

عشق شد يک برگ از گلدان تو

در بهارم آرزوها مي دهد

ميوه های عاطفه چشمان تو

 

چشم هايم باز باراني شدند

قلبم اما گشت دريای ز عشق

دل گذاشت از کوچه هاي خاطره

روح شد مضمون و معنايي ز عشق

 

بايد از آرامش دل ها گذشت

شادمان چون لحظه ديدار شد

بهترين تسکين دل اين جمله است

بايد از پيوند تو سرشار شد   

  

     

 

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

هوا ترست به رنگ هوای چشمانت

دوباره فال گرفتم برای چشمانت

 

اگر چه کوچک و تنگ است حجم اين دنيا

قبول کن که بريزم به پای چشمانت

 

بگو چه وقت دلم را زياد خواهی برد ؟

اگر چه خوانده ام از جای جای چشمانت

 

دلم مسافر تنهای شهر شب بوهاست

که مانده در عطش کوچه های چشمانت

 

تمام آينه ها نذر ياس لبخندت

جنون آبی دريا فدای چشمانت

 

چه می شود تو صدايم کني به لهجة موج

به لحن نقره اي و بي صداي چشمانت

 

تو هيچ وقت پس از صبر من نمي آيي

در انتظار ، چه خاليست جای چشمانت

 

به انتهاي جنونم رسيده ام اکنون

به انتهاي خود و ابتدای چشمانت

 

من و غروب و سکوت و شکستن و پاييز

تو و نيامدن و عشوه های چشمانت

 

خدا کند که بداني چقدر محتاج ست

نگاه خسته ي من به دعاي چشمانت

  

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 
 
   
 
 

  

كاش ميشد هيچ كس تنها نبود

 

كاش ميشد ديدنت رويا نبود

 

گفته بودي با تو مي مانم ولي

 

رفتي و گفتي اينجا ، جا نبود

 

ساليان سال تنها ماندم

 

شايد اين رفتن سزاوارم نبود

 

من دعا كردم براي بازگشت

 

دست هاي تو ولي بالا نبود

 

باز هم گفتي كه فردا ميرسي

 

كاش روز ديدنت فردا نبود ...

 
 
 |    نوشته شده توسط علی
 

pctfx3.3

Desert Float Template

Interactive Multimedia CD Catalogue گروه طراحي چندرسانه اي وبلاگ رسانه گشت و گذار در دنياي رسانه هاي ديجيتال Medium Blog - Digital Media World قالبهاي رايگان سايت و وبلاگ Advanced Persian Blog Templates

اطلاعات مربوط به كارگاه طراحي قالب: Professional Web Site Design Center Template Design Workshop, دانلود قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, جزئيات قالب هاي رايگان Template Design Workshop, وبلاگ كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, جستجوي قالب هاي وبلاگ Template Design Workshop, تماس با كارگاه طراحي قالب Template Design Workshop, درباره كارگاه طراحي قالب

اطلاعات مربوط به گروه طراحي چندرسانه اي: Web Development Department - Multimedia Design Group , بخش توسعه وب - گروه طراحي چند رسانه اي Web Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي وب - گروه طراحي چند رسانه اي Multimedia Designing Department - Multimedia Design Group , بخش طراحي چند رسانه اي - گروه طراحي چند رسانه اي Blog - Multimedia Design Group , وبلاگ - گروه طراحي چند رسانه اي

اطلاعات مربوط به تكنوراتي: pictofxt Farsi Blog Porteghal Domain Registration

میزبانی میزبان هاست دامین دامنه دومین